فصل اول – درمالكيت
ماده ۳۰ – هرمالكي نسبت به مايملك خودحق همه گونه تصرف وانتفاع داردمگردرمواردي كه قانون استثناءكرده باشد.
ماده ۳۱ – هيچ مالي راازتصرف صاحب آن نمي تواندبيرون كردمگربه حكم قانون .
ماده ۳۲ – تمام ثمرات ومتعلقات اموال منقوله وغيرمنقوله كه طبعا يادرنتيجه عملي حاصل شده باشد بالتبع مال مالك اموال مزبوره است .
ماده ۳۳ – نماومحصولي كه اززمين حاصل مي شودمال مالك زمين است چه بخودي خودروئيده باشديابه واسطه عمليات مالك مگراينكه نماياحاصل از اصله ياحبه غيرحاصل شده باشدكه دراين صورت درخت ومحصول مال صاحب اصله يا حبه خواهدبوداگرچه بدون رضاي صاحب زمين كاشته شده باشد.
ماده ۳۴ – نتايج حيوانات درملكيت تابع مادراست وهركس مالك مادرشدمالك نتايج آن هم خواهدشد.
ماده ۳۵ – تصرف بعنوان مالكيت دليل مالكيت است مگراينكه خلاف آن ثابت شود.
ماده ۳۶ – تصرفي كه ثابت شودناشي ازسبب ملك ياناقل قانوني نبوده معتبرنخواهدبود.
ماده ۳۷ – اگرمتصرف فعلي اقراركندكه ملك سابقامال مدعي اوبوده است دراين صورت مشاراليه نمي تواندبراي ردادعاي مالكيت شخص مزبوربه تصرف خوداستنادكندمگراينكه ثابت نمايدكه ملك به ناقل صحيح به اومنتقل شده است .
ماده ۳۸ – مالكيت زمين مستلزم مالكيت فضاي محاذي آن است تاهركجا الارودوهمچنين است نسبت به زيرزمين بالجمله مالك حق همه گونه تصرف در هوا و فرازگرفتن داردمگرآنچه راكه قانون استثناءكرده باشد.
ماده ۳۹ – هربناودرخت كه درروي زمين است وهمچنين هربناوحفري كه در زيرزمين است ملك مالك آن زمين محسوب مي شودمگراينكه خلاف آن ثابت شود.